خط سير هجرت امام
كاروان هايى كه از حجاز به قصد عراق حركت مىكردند، چه از راه مكه يا از راه مدينه، در منزلى به نام «معدن نقره» به يكديگر مىرسيدند و از آنجا به يكى از دو مقصد بصره يا كوفه روانه مىشدند. قرائن و شواهد بسيارى حكايت از آن دارد كه امام از طريق مدينه و معدن نقره، راهى بصره شده است و بعيد مىنمايد كه امام ابتدا به مكه رفته و از آنجا به طرف بصره عزيمت كرده باشد، زيرا:
1.سفر امام(ع) به طور عادى و دلخواه صورت نگرفته، بلكه عنوان جلب داشته است. معمول در چنين مواردى آن است كه سعى مىشود تا كوتاهترين مسير در نظر گرفته شود و هر چه سريع تر مأموريت انجام گيرد. بديهى است با وجود راه مستقيم مدينه به بغداد كه 134 فرسنگ بوده، از مسيرى استفاده نمىشده كه مسافت آن 355 فرسنگ بوده است.
2.آن گونه كه مورخان نقل كرده اند در سال 200 ه' . ق همزمان با سفر تاريخى امام(ع) به خراسان، شرايط خاصى بر مكه حاكم بود. جنگى خونين ميان طرفداران مأمون به فرماندهى رجاءبن ابى ضحاك، ورقاء، جلودى و هارونبن مسيب از يكسو و مخالفان خليفه به رهبرى محمدبن جعفر، عموى امام رضا(ع) از سوى ديگر بر پا بوده است، لذا در چنان شرايطى مصلحت ايجاب نمىكرد كه رجاءبن ابىضحاك، بزرگترين شخصيت خاندان على(ع) را وارد شهرى كند كه تا ديروز در آن شهر طرف جنگ بوده است.
3.رجاءبن ابى ضحاك مأمور بود تمام حالات، رفتار و گفتار امام(ع) را در طول سفر زير نظر داشته، به خليفه گزارش كند. وى در پايان سفر اين وظيفه را انجام داد و بهطور مشروح سفر نامهاى را كه تهيه كرده بود، به خليفه ارائه داد. در آن سفرنامه حتى به جنبههاى روحى و اخلاقى حضرت اشاره شده تا جايى كه ذكرها و دعاهاى امام در نمازها نيز از قلم نيفتاده است. بر اين اساس، بعيد است كه امام به مكه رفته و اعمالى انجام داده باشد و نقل نشده باشد. اين قرائن گواه آن است كه مسير امام(ع) از مدينه بوده است و نه از راه مكه، هر چند بعضى احتمال داده و گفته اند كه حضرت امام رضا(ص) پس از وداع با قبر مطهر رسول خدا(ع) به طرف مكه مكرمه حركت نمود. در اين قسمت از سفر، حضرت امام محمدتقى(ع) فرزند برومند آن حضرت هم حضور داشت.
حضرت امام رضا(ع) طواف خانه خدا را انجام داد و در پشت مقام ابراهيم نماز گزارد، حضرت جواد(ع) كه كودكى هفت ساله بود بعد از طواف خود به طرف حجر اسماعيل رفت و در آنجا نشست، مدّتى نسبتاً طولانى گذشت و حضرت همانجا نشسته بود. يكى از ياران امام رضا(ع) بنام «موفّق» پيش رفت و به امام جواد(ع) عرض كرد «فدايت شوم بلند شويد تا برويم»، حضرت فرمود: من فعلاً نمىخواهم از اينجا بلند شوم تا خداوند چه خواهد!
اين جمله را فرمود و در صورت مباركش يك دنيا غم و اندوه نشست. موفّق خدمت حضرت رضا(ع) رسيد و جريان نيامدن امام جواد(ع) را به آن حضرت گزارش داد، حضرت امام رضا(ع) بلند شده، به حجر اسماعيل آمدند و فرمودند: «اى فرزند دلبندم بلند شو تا برويم، » امام جواد(ع) عرض كرد: «پدر جان چگونه برخيزم در حالى كه ديدم شما آنچنان وداعى با خانه خدا كرديد كه گويى ديگر بر نخواهيد گشت».
به هر حال امام (ع) در طول مسير از «معدن نقره» گذشته، پس از نباج از نزديكى كوفه در مسير مدينه به بصره قرار دارد. وارد منطقه قادسيه شد. -سرزمينى كه در عصر خليفه دوم، محل جنگ بزرگ ميان مسلمانان و ايرانيان بود و سرانجام به پيروزى مسلمانان انجاميد. ابى نصر بزنطى مى گويد:« در قادسيه خدمت حضرت رضا(ع) رسيدم، امام(ع) به من فرمود: «براى من اطاقى اجاره كن كه داراى دو در باشد، تا مراجعه كنندگان بتوانند به راحتى رفت و آمد كنند.»
حضرت رضا(ع) پس از قادسيه به سمت بصره ادامه مسير داد.